X
تبلیغات
وبلاگ قرآنی کلام وحی
تاريخ : 89/11/29 | 19:46 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی واقعه (۱تا۴۰) با صدای زیبا و دلنشین استاد محمود علی البنا

برای دانلود تلاوت روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود تلاوت



تاريخ : 89/11/28 | 6:26 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی احزاب(۲۸تا۳۵)با صدای استاد محمد محمود طبلاوی

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود تلاوت



تاريخ : 89/11/27 | 21:15 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی یوسف (۴تا۳۴) و حاقه (۱تا۱۲) با صدای دلنشین قاری برجسته استاد مصطفی اسماعیل

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود تلاوت



تاريخ : 89/11/26 | 6:54 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی زمر(۷۳تاآخر) و غافر (۱تا۳) با صدای زیبای استاد عبدالعال

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود تلاوت



تاريخ : 89/11/25 | 6:51 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی نساء (۱تا۱۱) با صدای استاد شحات محمد انور

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود_نسا,



تاريخ : 89/11/24 | 6:44 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره های ق (۳۱تا آخر)،غاشیه،فجر،فرقان(۵۸تا آخر)،بلد و نصر با صوت زیبای قاری ممتاز جهان اسلام استاد عبدالباسط عبدالصمد

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود تلاوت



تاريخ : 89/11/24 | 6:37 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره های مریم (۲۲تا۳۶)،مطففین (۱۸تا۲۸) و علق آیات (۱تا۸) با صدای دلنشین استاد راغب مصطفی غلوش

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود تلاوت



تاريخ : 89/11/22 | 13:52 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی تحریم(۱تا۵) ونصر با صدای دلنشین و زیبای استاد شاکرنژاد

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود تحریم و نصر

 



تاريخ : 89/11/21 | 6:35 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی هود(۶۹تا۸۳) با صدای زیبای استاد کریم منصوری

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود -هود



تاريخ : 89/11/21 | 6:31 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی فتح(۲۸ الی آخر) با صدای دلنشین دکتر احمد نعینع

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود-فتح



تاريخ : 89/11/18 | 6:52 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
قرائت مجلسی سوره ی حج (۲۳تا۳۹)با صدای دلنشین استاد محمود علی البنا

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود تلاوت



تاريخ : 89/11/18 | 6:46 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
قرائت مجلسی سوره های زخرف (۸۱تا آخر)و نباء، انفطار، قریش و کوثر با صدای زیبای استاد شحات محمد انور

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود تلاوت

 



تاريخ : 89/11/17 | 15:54 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی فرقان(۲۱تا آخر)با صدای زیبای استاد محمد صدیق منشاوی

برای دانلود روی لینک زیر کیلیک کنید.

فرقان 21 تا آخر



تاريخ : 89/11/16 | 6:46 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
ولادت

استاد شحّات محمد انور قارى مسجد امام رفاهى در روز 1 ژوئیه 1950میلادى در روستاى كفرالوزیر كه مركزى دور افتاده در استان قهلیه است در یك خانواده كم جمعیت متولد شد. بیش از 3 ماه از ولادت او نگذشته بود كه پدرش وفات یافت و كودك خردسال نتوانست لذت پدر داشتن را بچشد. او در حالى كه طفل خردسال و یتیمى بود با امواج زندگى و گردش روزگار با همه شیرینىها و تلخى هایش مواجه شد.
و چون هیچ مهر وعطوفتى مانند مهرمادرى نیست، مادرش فرزند كوچك را به دامن گرفته و براى اقامت در منزل پدرش رهسپار شد تا با دائى هاى او زندگى كند چرا كه دائى او وى را همچون پسر خود در برمىگرفت و بهترین امانت دار او بود،او به یادگیرى و حفظ قرآن اقدام كرد او در مكانی قرار گرفته بود كه تأثیر زیادى در رشد و نمو او داشت. وی به واسطه دائى اش از محضر استاد حلمى محمد مصطفى در حفظ قرآن كریم مستفیض شد و در سن هشت سالگی حافظ قرآن گردید. وقتى به سن 10 سالگى رسید دائى اش او را به یكى از روستاهاى مجاور(كفرالمقام ) برد تا تجوید قرآن را به دست مرحوم استاد سید احمد فرارحى كه سرپرستى او را به عهده داشت و رعایت واهتمام خاصى به او داشت فرا گیرد چرا كه استعدادى كه او را شایسته مى ساخت تا یكى از مشهورترین قاریان مصر بلكه همه جهان باشد را در خود داشت، استاد شحّات خاطرات ایام كودكى را اینگونه به یاد مى آورد:
" در آن دوره من با حفظ كردن قرآن كریم سعادتى وصف ناشدنى یافتم مخصوصاً پس از اتمام حفظ قرآن و در اثناء یادگیرى تجوید آن، و به خاطراین كه صداى زیبائى داشتم واداءِ لحن من شبیه اداء قاریان بزرگ بود بر هم دوره اى هایم پیشى گرفته و در میان آنان به استاد كوچك شناخته مىشدم و این موضوع ایشان را خشنود مى ساخت، هم كلاسى هایم در مكتب به دنبال فرصت بودند كه استاد مشغول كارى شود تا از من بخواهند كه با تجوید، آیات قرآن را برایشان بخوانم و چنان مرا تشویق مى كردند كه گویى من قارى بزرگى هستم، و یك بار استاد از دور صداى مرا شنید، همانجا ایستاد و به من گوش مى داد تا این كه از تلاوت فارغ شدم و از آن پس اهتمام بیشترى به من مى كرد و تمركز بیشترى به من داشت چرا كه آینده خوب و روشنى را از من متوقع بود. به یاد مى آورم كه در ضمن یادگیرى قرآن كریم براى همكلاسى هایم، زیاد تلاوت مىكردم روزى یكى از ایشان فكرى كرد، او یك قوطى كبریت تهیه كرد و جعبه آن را توسط یك نخ بلند به كِشُو آن متصل كرد، من یك قسمت را در مقابل دهانم مى گرفتم و مىخواندم گویى كه میكرفون است و هر یك از دوستانم قسمت دیگر را به گوش مى چسباندند تا طنین صدا را از آن بشنوند كه زیبا و قوىّ مىشد…
همه اینها راه و هدفم را در حالى كه طفلِ خردسالى بودم مشخص كرد و باعث شد كه من هر راه و هر وسیله اى را كه بواسطه آن از قرآن كریم متمكّن مىگردیدم را جستجو كنم كه از دستم نرود، بالاخص پس از آن كه جوانى شدم و بعد از وفات دائى ام كه سرپرستى خانواده را به عهده داشت من باید به خود و مادر و پدر بزرگم تكیه مىكردم، هر گاه مى شنیدم یكى از بزرگان فوت كرده است و از یكى از مشاهیر قُرّاء براى احیاء مجلس عزا دعوت به عمل آمده من در حالی كه طفل 12 الى 15 ساله اى بودم به مكان عزا مى رفتم تا به قرآن گوش فرا دهم و از قارى چیزى یاد بگیرم و در فضاى آن مناسبت قرار بگیرم تا این كه اگر به چنین مجلسى دعوت شدم مثل همین مشاهیر باشم."

رقابت

استاد جوده ابوالسعود و السعید عبدالصمد الزناتى و الشیخ جمدى الزامل كسانى بودند كه با حضورشان آتش رقابت را درمنطقه شعله ور كردند، ولى حقیقت این است كه استعداد این جوان مستعد ناگهان درخشید و در آن میان او را منحصر به فرد كرد و به مقامى انكار ناشدنى رسید و على رغم سن كم؛ مانند یك قارى بزرگ كه تمامى سر انگشتان به سوی او نشانه رفته است، درخشید و اینها همه قبل از 20 سالگى بود.
ابتداى كار استاد شحّات با هر میزانى كه بسنجیم ابتداى سختى بود، دگرگونى هاى زندگى به كودكى كه هنوز نیاز داشت تا كسى دستش را بگیرد و سفره مهربانى برایش بگسترد و حصار عطوفت اطرافش بكشد به او رحم نكرد بلكه به جاى اینها بى خوابى و شب بیدارى را راه رسیدن دانست و به راستى چگونه چشمان او آرام بگیرد و بخوابد در حالی كه باید به یك خانواده كامل خرجى بدهد، بنابراین شروع به پاسخگویى دعوتهایى مىكرد كه از هر جا به سمت او روان شده بود این در حالى بود كه پسرى 15 ساله بود قرآن كریم را در همه روستاهاى شمال مصر با دستمزد كمى مىخواند دستمزدى كه از سه چهارم یك جُنیه(واحد پول مصر) تجاوز نمىكرد، چرا كه مَحفل در مركز(میت غمر) بود كه به ماشین نیاز داشت و گاهى (اگر لازم مى شد كه ماشینى از هر نوع كه مى خواهد باشد اجاره شود) به هفت جُنیه مى رسید بنابراین از آنجا كه باز مى گشت باقیمانده دستمزدش را به جدّ و مادرش تقدیم مىكرد، دعوتها پیاپى به او مى رسید دعوتهایى كه او را بر تحمل سختیهایى كه در راه رسیدن به زندگى با شرافت و كرامتى كه تاج عزّت و كرامتِ تلاوت قرآن كریم برفرق آن مىدرخشید شجاع و صبور مىساخت.
استاد شحّات توانست درزمان بسیار اندكى از خود یك شخصیت قوى بسازد و در این امر آنچه خداوند در او از بلند نظرى و عزت نفس و روشن بینى و هوش قوى به ودیعت گذارده بود او را كمك مى كرد.

ملحق شدن به رادیو

این چنین جوانى كه مرتباً مى درخشید و قرآن كریم از حنجره او مانند آب جارى در آب راه، جریان داشت و شهرت او بر سن او بسیار سبقت گرفته بود شایسته بود تا رئیس مركز شهر(میت غمر) در سبعینات دعوت نامه اى به او بفرستد كه او را به یكى از مناسبتهاى دینى كه مرحوم دكتر كامل البوهى اولین رئیس رادیو در آن حضور داشت فرا مىخواند و این در سال 1975 بود استاد شحات مىگوید:
"من دوست كارمندى در مجلس شهر میت غمر داشتم او به من گفت: رئیس مركز براى مراسم افتتاحیه یك محفل دینى، تو را دعوت كرده است كه مسؤولین بلند پایه و رئیس رادیو در آن حضور دارند و محفل در مسجد زنفلى در شهر میت غمر برگزار خواهد شد من قبول كردم و رفتم، وقتى مرحوم دكتر البوهى صداى مرا شنید گفت: شما با این استعداد چرا اقدام نمىكنى كه در رادیو قرائت كنى؟ و مرا تشجیع كرد… من رفتم و تقاضا نامه اى نوشتم و نامه اى با تاریخ آزمون برایم آمد، طبق تاریخ رفتم ولى هیئت داوران على رغم اعجاب شدیدشان نسبت به خواندن من گفتند: تو باید یك مدّت براى فراگیرى نغمه ها و دستگاه ها كلاس ببینى من از استاد محمود كامل و استاد احمد صدقى از چگونگى كار سوال كردم ایشان مرا به آموزشگاه موسیقى راهنمائى كردند من 2 سال رفتم و همه مقامات موسیقى را با كیفیت عالى فرا گرفتم و در 1979 تقاضا نامه را دوباره نوشتم … سرانجام موفق شده و برنامه اى براى تلاوت هایم به من داده شد و از آن پس به رادیو راه یافتم."

سفر به كشورها

شحات انور پس از آن كه پایه شهرت خود را بنا نهاد بر او تكیه زد تا آزادانه بناى خود را چیده و با رفتن و جستن مجد و عظمت بیشتر در سراسر دنیا آن را بپوشاند، هیچ قارّه اى از دنیا نبود مگر این كه در ماه مبارك رمضان از سال 1985 تا1996 به آنها مسافرت كرد، بارها از طرف وزارت اوقاف مصر و بسیارى از اوقات به دعوتهاى خصوصىِ میلیونها نفر از دوستداران قرآن كریم در خارج مصر( لندن، لوس آنجلس، آرژانتین، اسپانیا، فرانسه، برزیل، دولتهاى حاشیه خلیج فارس، نیجریه، زَئیر، كامرون و بسیارى از دولتهاى آسیائى مخصوصاً ایران) كه به او وابسته شده اند، به آن كشورها سفر كرد و به قول خودش در همه این مسافرتها جز رضاى خداوند و بهروزى مسلمین در هنگام تلاوت آیات قرآن مجید، نیّت دیگری نداشته است.



تاريخ : 89/11/15 | 9:1 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت کوتاه اما بسیار زیبا از استاد اللیثی

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود



تاريخ : 89/11/15 | 9:0 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت سوره ی شمس (۱تا۵)از استاد شحات محمود انور

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

شمس



تاريخ : 89/11/15 | 8:54 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی آل عمران(۱۸۹تا۱۹۵) با صدای زیبا و دلنشین استاد  محمد اللیثی

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

آل عمران 189-195



تاريخ : 89/11/13 | 9:34 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره های قمر (۴۹تا آخر)و الرحمن (۱تا۳۳) با صدای زیبا و دلنشین استاد

 راغب مصطفی غلوش

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

قمر-الرحمن

 



تاريخ : 89/11/12 | 14:19 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
استاد عبد الباسط محمد عبد الصمد

ولادت و نسب:
استاد عبدالباسط محمد عبد الصمد در سال 1927(1305ه.ش) در روستاى المزاعزه يکى از توابع شهر اَرمنت در استان قنا در جنوب مصر متولد شد، او در مکانى پاک که به امر قرآن کريم از حيث حفظ و تجويد اهتمام می شد متولد شد،جدّ او استاد عبدالصمد از مردان با تقوا و از حافظان قرآن که از نظر حفظ قرآن کريم و تجويد و احکام آن مردى متمکّن بود،و پدر بزرگِ مادرى او عارف بالله استادِ جليل ابو داود صاحب مقام
، مشهور و معروف در شهر ارمنت، مى باشد ، اما پدرش استادعبدالصمد يکى از مدرّسين حفظ و تجويد قرآن کريم بود، 2 برادر او محمود و عبدالحميد در آموزشگاه (مکتب) قرآن را حفظ مى کردند و برادر کوچک آنها عبدالباسط هم در سن 6 سالگى به آنها ملحق گرديد.

اين کودک با استعداد به مکتب استاد امير در ارمنت ملحق شد و استاد به بهترين وجه از او استقبال کرد چرا که آثار مهارتهاى قرآنى را (که با شنيدنِ تلاوت قرآن در شب و روز و صبح وشام براى او حاصل شده بود) دراو ديده بود، استاد امير جمله اى از امتيازات و استعدادها را در شاگرد مستعدّش مى ديد که او را از سايرين ممتاز مى ساخت مانند سرعت فراگيرى ، هوش و ولع شديد در تبعيّت از استاد ، و دقت در خوب اداء کردن مَخارج الفاظ و وقف و ابتداء و صوت زيبائى که گوشها را با شنيدن و يا گوش دادن به آن مى نواخت…
استاد عبدالباسط در گفتگوهاى خود گفته است: (( سنّم 10 سال بود که حفظ قرآن کريم را در خلال اين مدّت به پايان بردم و مانند نهرى روان از زبانم جارى مى شد، پدرم کارمندى در وزارت نقل و انتقال وپدر بزرگم از علماء بود … من از ايشان راهنمائى خواستم که قرائتها راچگونه فرا گيرم و آنها مرابه شهر طنطا(زادگاه قاری ممتاز جهان اسلام محمد عبد الوهاب طنطاوی) درشمال مصر راهنمائى کردند تا به دست استاد محمد سليم علوم قرآن و قرائات را فرا گيرم اما مسافت ميان ارمنت که يکى از شهرهاى جنوب مصر است تا طنطا درشمال بسيار دور بود ولى موضوع ، موضوع آينده و برنامه ريزى براى آن بود، اين بود که براى سفر آماده شدم اما يک روز مانده به رفتنم به سوى طنطا از آمدن استاد محمد سليم به ارمنت مطلع شديم، او آمده بود تاکلاسى براى آموزش قرائات در مدرسه دينى ارمنت بر پا کند اهالى ارمنت استقبال شايسته اى از او کردند و پيرامونش حلقه زدند چرا که ايشان مى دانستند اين مرد کيست و قدرت او در علم و قرآن را مى دانستند و گوئى قضا و قدر او را در زمان مناسب به سوى ما روانه کرده بود اهل شهر گروهى را با عنوان (اصفون المطاعنه) براى حفظ قرآن، تشکيل دادند بنابراين استاد ، علو م قرآن و قرائات را آموزش مى داد و قرآن کريم را تحفيظ مى نمود ، من به آنجارفته و قرآن را نزد او دوباره مُرور کردم و متن شاطبيه که متنى مخصوص به علم قرائات هفتگانه است را حفظ کردم.))
پس از اينکه استاد عبد الباسط به سن 12 سالگى رسيد از هر شهر و روستا در استان قنا و مخصوصاً از جانب اصفون المطاعنه به کمک استاد سليم (که از عبدالباسط به هر جا که مى رفت تعريف، می کرد) دعوتهائى به سوى او روانه شد ، چراکه گواهى استاد سليم نقطه اطمينان همه مردم بود.

زيارت ازمَزار بانوزينب (س):
در سال 1950(1328ه.ش) به زيارت آل بيت رسول الله (ص) و عترت طاهرينش رفت ،آنچه باعث اين امر شد محفلى بود که به مناسبت ولادت زينب کبرى (س) بر پا شده بود،بانيان اين محفل جمعى از بزرگانى از مشاهير قاريان مانند استاد عبدالفتاح الشعشاعى،استاد مصطفى اسماعيل ،استاد عبدالعظيم زاهر و استاد ابو العينين شُعيشَع و غير ايشان ازنخستين قُرّاء راديو بودند…پس از گذشت نيمى از شب و در حالى که مسجد زينبيه از گروهِ انبوه محبين آل البيت (ع) که از هر نقطه آمده بودند موج مى زد،یکی از نزديکان عبدالباسط از مسئولين مجلس اجازه خواست تا اين جوان با استعداد 10 دقيقه اى را به تلاوت بپردازد ، او اجازه داد وقارى جوان از سوره احزاب در ميان جمعيتى با اين کثرت شروع کرد…سکوت همه جاى مسجد را فرا گرفت و همه ی ديده ها يه اين قارى کوچک جلب شد که با جرأت در جايگاه قاريان بزرگ نشسته است…اما سکوت دقائقى بيش طول نکشيد و تبديل به فريادهائى شد که مسجد را می لرزاند،(الله اکبر) (ربنا يفتح عليک)… الحق که اين فريادها مستقيماً از دل برمى خواست،و به جاى 10 دقيقه قرائت به يک ساعت و نيم ادامه پيدا کرد ،حضّار تصور مى کردند که ستونها و ديوارهاى مسجد هم با آنها هم صدا شده اند و گوئى که صداى سنگها را مى شنيدند که تنزيه و تسبيح مى گفتند.

معرفى عبدالباسط به راديو
:
با پايان يافتن سال 1951(1329ه.ش) استاد ضباع از عبدالباسط خواست تا براى قرائت در راديو اقدام کند ولى عبدالباسط با توجه به ارتباطش با مردم صَعيد(شهری در مصر) و نيز به جهت اينکه راديو يک برنامه خاص و منظّمى را مى طلبد مايل بود که اين قضيه را به آينده واگذار کند امّا از آنجا که خواست وبرنامه هاى الهى مافوق همه اراده ها وبرنامه ها است استاد ضباع نوارى را که عبدالباسط در روز ولادت زينب کبرى (س) خوانده بود ،که بسيار اعجاب برانگيز هم بود، به هيئت داوران راديو داد و همگان از اداء قوى و صوت عالى او تعجب کردند …و به هر حال در سال 1951 عبدالباسط به راديو راه يافت تا يکى از ستارگان درخشنده در آسمان تلاوت باشد،پس از به دست آوردن اين شهرت در طول چند ماه ، عبدالباسط ناچار بود که سر پناهى در قاهره بر پا کند و همراه با خانواده اش که ايشان را از صعيد منتقل کرده بود در جوار فرزند رسول خدا حضرت زينب (س) اقامت کند بانوئى که مسبّب شهرت و ملحق شدنش به راديو شده بود و به قول ميليونها نفر از مردم او را چون نعمتی به اسلام و مسلمانان هديه کرده بود ، با ملحق شدن او به راديو اقبال مردم براى خريد گيرنده هاى راديوئى زياد شد و در اکثر خانه ها گسترش يافت و هر کس دريک روستا يا يک منطقه راديوئى داشت، صداى آن را بلند مى کرد تا همسايگان هم صداى او را بشنوند به خصوص در روزهاى شنبه مضافاً به اينکه محافل خارجى او هم مستقيم بر امواج راديو پخش مى شد.

ديدار از کشورها:
از سال 1952(1330ه.ش)در ماه مبارک رمضان و يا غير رمضان مسافرتهاى او به دورترين نقاط عالم شروع شد، حتى بعضى از دعوتهائى که از او مى شد به مناسبت برگزارى يک محفل نبود بلکه از اودعوت مى شد تا در آن کشور حضور داشته باشد و هنگامى که سوال مى شد به چه مناسبتى از استاد دعوت کرده ايد ؟ مى گفتند: ((که محفل به خاطر ايشان برگزار شده است چرا که هنگامى که استاد در يک محفلى حضور دارد فضائى از سُرور و شادى در آن مکان حاکم مى گردد …)) اين قضيه از استقبال کشورهاى مختلف جهان از او در چهار چوب استقبالهاى رسمى و دولتى و يا مردمى معلوم مى شود … رئيس جمهور کشور پاکستان در فرودگاه به استقبال او آمد او را ملاقات کرده و با او مصافحه نمود، در جاکارتا در کشور اندونزى در بزرگترين مساجد آنجا به تلاوت قرآن کريم پرداخت در حالى که هر گوشه مسجد ازحاضرين پر شده بود و جمعيت با مسافت يک کيلومترمربع به خارج مسجد کشيده شده بود ودر ميدانِ مقابل مسجد بيش از 250 هزار مسلمان تا صبح در حالى که سر پا ايستاده بودند به صداى او گوش مى داند…از ميان کشورهائى که عبدالباسط به آنجا سفرنمود هند است ، او به مسافرت به کشورهاى عربى و اسلامى بسنده نکرد ، بلکه شرق و غرب و شمال و جنوب عالم را پيمود تا در همه نقاط به مسلمانان دست پيدا کند… ازمشهورترين مساجدى که در آن به تلاوت پرداخته است ، مسجدالحرام در مکه ،مسجدالنبی (ص) در مدينه منوره ، مسجد الاقصى در قُدس ، مسجد ابراهيمى (ع) در فلسطين و مسجد اَموى در دمشق و مساجد مشهورآسيا ، آفريقا، ايالات متحده، فرانسه ، لندن، هند و اکثر کشورهاى جهان بوده است هيچ روزنامه ی رسمى و يا غير رسمى از عکس و نوشته هائى که بر اسطوره بودن او دلالت دارد و مستحق تقدير و احترم است، خالى نيست.

بيمارى و وفات:
مرض قند در اوشدت گرفت ،اما او با تناول غذاها و نوشيدنى هاى مختلف با اين بيمارى به مبارزه مىپرداخت، ولى با اضافه شدن التهاب کَبدى، ديگر توان مقاومت در برابر اين دو مرض را نداشت، او را به بيمارستان دکتر بدران در جيزه(یکی از شهرهای مصر)بردند ، اما پزشکان به او توصيه کردند که براى معالجه به لندن برود ، او به آنجا رفت اما پس از اقامت يک هفته اى در آنجا از پسرش ابن طارق که همراه او بود خواست که او را به مصر برگرداند و گوئى که احساس کرده بود که روزگار عمر سپرى شده  و وقت لقاء خداوند نزديک شده
است(و براستى زندگى جز ساعتى نيست که به زودى مى گذرد)، روز وفات او به مَثابه صاعقه اى بود که بر قلوب ميليونها مسلمان در هر مکانى از دنيا واردآمد، هزاران نفر از دوستداران صدا، اداء، و شخصيت او با تمام اختلاف زبان و … جنازه اورا تشیيع کردند ، در اين تشیيع همه ی سُفراء کشورهاى جهان به نيابت مردمشان حضور داشتند،و چون عبدالباسط سبب پيوند و علاقه در بين بسيارى از مردم در کشورهاى مختلف بود روز 30 فوريه در هر سال روز تکريم از اين قارى بزرگ اعلام شد تا مسلمين به يادِ روزِ 30/11/1988(1366ه.ش) ياد او را گرامی داشته باشند روزى که او ازميان ما رفت واز زندگى اين دنيا به زندگى جاودانى پيوست.



تاريخ : 89/11/12 | 14:17 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
ولادت:

استاد راغب مصطفی غلوش قاری مسجد دسوقی در دسوق به روز 5 جولای 1938 ميلادی در روستای (برما) مركز طنطا در استان غربی متولد شد …پدرش می خواست كهوی را به تحصيل علوم ابتدائی بفرستد تا صاحب پست بزرگی شود ولی تدبير امور به دستخالق متعال است در روستا مكتب های زيادی بودند و گرايش ورويكرد به آنها كاملا محسوسو و ملموس بود و مردم در آنزمان از آنجا كه كلمه (عالم ) جز به رجل دينی مخصوصاامام مسجد كه خطبه نماز جمعه را می خواند اطلاق نمی شد به حفظ قرآن كريم توسطفرزندانشان همت میگماشتند تا آنها عالم شوند .
بخاطر مصلحتی كه فقط خداوند از آنآگاه است يكی از نزديكان به پدر او حاج مصطفی غلوش راهنمائی می كند كه فرزندش راغبرا به يكی از اساتيد حفظ بسپارد تا حفظ قرآن را به او بياموزد و به خاطر اشتياق وعرق دينی شديدی كه در دل اهل روستا مانند حاج مصطفی وجود داشت او با اين نظر موافقتكرد و راغب را گوشزد نمود كه هر روز پس از درس به مكتب برود
و اما موهبت الهیخودش را نشان داد و كودك 8 ساله موضوع گفتگوی اهل روستا مخصوصا اساتيد حفظ و حفاظشد به خاطر صدای زيبايش تاثير به سزائی در شدت اهتمام استادمان به او و خير خواهی ومراقبت دائمی از او داشت چرا كه آثار خوبی را در چهره او می ديد و آينده روشنی درميان مشاهير قاريان را از وی متوقع بود وهمين مسئله باعث شد كه راغب تاقبل از 10سالگی موفق به حفظ قرآن كريم گردد و بعد از حفظ كامل قرآن، نيكو دانستن احكام آنبدست شيخ عبدالغنی شرقاوی در روستای برما.
درسن 14 سالگی ذكر خيرش به روستاهایهمجوار رسيد و پيشرفت تا به شهر طنطا جايگاه عالمان هم رسيد در رمضان سال 1953دعوتهائی پشت سر هم از روستاها و شهرهای نزديك به روستا به او رسيد در سن 15 سالگیبه روستای (محلة القصب) در استان كفر الشيخ دعوت شد اين مهم در ابتداء كار سختی بوددر ميان فضائی كه امواج رقابت در بين خبرگان كرسی تلاوت در اين منطقه مخصوصا استانغربی موج می زند چگونه بدين جايگاه بلند نائل گردد.
قاری جوان وجوانمرد و جسوربه آنچه می ديد و يا می شنيد كه رقابتها و مسابقاتی كه آتش آنرا قاری يگانه استادمصطفی اسماعيل بر افروخته بود به اوج خود می رسد اعتنائی نمیكرد بر او لازم بود كهبدنبال عواملی بگردد كه او را برای وقوف بر اين سرزمين سخت كمك كند و نيز قواعدیاستوار كه از ميان آنها بتواند به دعوتی كه احيانا از طرف يكی از ايشان به او برمیخورد پاسخ گويد .
او به درستی دريافت كه بزرگواری و عظمت از جانب خود او سرنخواهد زد وهمانا بر طالب آن لازم است كه با كوشش ومداومت به سويش سعی كند،بنابراين استادی استوار و متين در علوم قرآن را جستجو نمود تا علم تجويد و قرائاترا از او فرا گيرد او متوجه قبله علوم قرآن شهر طنطا شد و به مؤسسه و آكادمی قرائاتدر مسجد احمدی ملحق شد و مرحوم استاد ابراهيم طبليهی متولی امور او شد ، استاد راغبمی گويد:
((…
و من موفق شدم كه در منطقه خودمان يك نمونه عالی از استاد مصطفیاسماعيل قرار بدهم من در صدد تقليد او بر آمدم و به شهر طنطا رفته و بدنبال عالمقرائاتی می گشتم تا اينكه يكی از معروفين مرا به مردی در مؤسسه احمدی راهنمايی كردكه نامش مرحوم شيخ ابراهيم طبليهی بود كه به من تجويد و احكام درست را آموخت و مندر نزد او قرائت كردم و او مرا ترغيب كرد تا هر روز در مقام احمدی قرائت كنم ،مخصوصا ما بين اذن و اقامه عصر، بسياری اطراف مرا پر می كردند و به لطف خداوند دردلبسياری از مردم راه پيدا كردم بالاخص به جهت اينكه من از استاد مصطفی در اداء اعجاببر انگيز و محبوبش در نزد مردم تقليد میكردم ، من به روستاهای استان غربی دعوت شدهو در استانهای همجوار هم شناخته شدم از چيزهائی كه مرا كاملا به خودم مطمئن می ساختكوشش و مقاومت و حرص زياد و شديد من بر قرآن كريم و تلاوت همراه با تعهد و تقوای آنبود))
قاری جوان راغب مصطفی غلوش توانست در سن كوچكی و قبل از 18 سالگی برای خودمجد و عظمتی بيافريند ،با اينكه حق دفاع از وطن بر عهده او قرار گرفت و برای سربازیو اداء خدمت خوانده شد چيزی كه چاره و گريزی از آن نبود، در سال 1958م در حاليكه 20سال داشت سربازی را شروع كرد و به مركز آموزش اداره امنيت مركزی فرستاده شد او میگويد :
((…
وبا توجه به اينكه من به نيروهای امنيت مركزی ملحق شده بودم دائما بهمسجد امام حسين عليه السلام تردد میكردم و خبر میگرفتم تا اينكه اگر شده حتی يك آيهدر بزرگترين و مشهورترين مساجد مصر و قاهره قرائت كنم و بر اين امر حريص بودم كهخود را به مسئولين مسجد عرضه كنم تا شايد برايم فرصتی پيش آيد تا ده آيه ای قرائتكنم يا در اين مسجد بزرگ اذان بگويم به شيخ مسجد حسينی شيخ حلمی عرفه معرفی شدم وآنچه مقدور بود از قرآن در نزدش خوانده و او بسيار از من خوشش آمد …و روزی به آنچهدر درونم بود تصريح كرده و از او خواستم كه بزرگواری كرده و به من برای اذان وقرائت يك عشر قبل از اقامه نماز اجازه دهد ، او به من گفت: راغب اگر شيخ طه فشنیتاخير كرد فرصتی برای تو خواهد بود ، من از ته قلب از خداوند خواستم كه شيخ طه فشنیتاخير كند و گوئی كه درهای آسمان بتمامی باز گشته بود و خداوند دعوت مرا اجابتفرمود و شيخ فشنی تاخير كرد و موعد اذان نزديك شد و شيخ حلمی به من گفت: آماده باشو به مسئول مسجد گفت: بگذار راغب اذان بگويد پس اجازه داد و مرا در كنار شيخ محمدغزالی (رحمه الله ) نگه داشت تا وقتی كه با فرارسيدن وقت نماز عصر از درس فارغ گردد، شيخ مصطفی اسماعيل عبارتی را در آخر اذان اضافه می كرد و می گفت: ((…الصلاة والسلام عليك يا نبی الرحمة يا ناشرالهدی يا سيدی يا رسول الله )) من هم همچنانكهاستاد مصطفی اذان می گفت اذان گفتم اين در حالی بود كه من لباس سربازی به تن داشتمكه نظر مردم را به من جلب می كرد اين موضوع در ماه رمضان اتفاق افتاد و صدا در حالروزه خوب و كشيده و زيبا می شود ومن 10 آيه را خواندم و از سوره الحاقة هم شروعكردم و جو مسجد منقلب شد تا آنجا كه من شبيه خيمه ای در وسط ميدانی شدم و در قرائتفرو رفتم چرا كه مردم با گفتن الله يفتح عليك، يبارك فيك، تانی الآية، به من شجاعتمی بخشيدند ومن آيات را بنا به خواست افراد موجود در مسجد بيش از يكبار خواندم وزمان تلاوت به بيش از نيم ساعت رسيد ، من به پادگان برگشتم در حاليكه شادی ام وصفناشدنی و اعتماد به نفسم از اينكه مسجد پادگان را در طول مدت خدمتم به من واگذاركرده بودند زياد شده بود به من برای خروج در هر زمانی اجازه می دادند و من به مسجدامام حسين عليه السلام زياد رفت و آمد میكردم و به واسطه اين مسجد شهرت پيدا كردم وبا اين مسئله من خيلی خوشحال شدم چرا كه در مسجدی قرائت می كردم كه مرحوم شيخ محمودخليل حصری در آن سوره می خواند و مرحوم شيخ طه فشنی در آن اذان می گفت و مرحومدانشمند بزرگوار استاد غزالی در آن درس می داد و خطبه می خواند اين شرف عظيمی بودكه هر كس در سن من و هر حافظ قرآنی آنرا آرزو داشت ))

از مسجد حسينی تا راديو:

و در مسجد امام حسين (ع) شروع به جدا شدن به سمتچيزی كه خوابش را می ديدم شدم به بزرگان مسئولان دولتی شناسانده شده و به ايشاننزديك شدم و ايشان مرا بر قرائت پيش روی جماعت تشجيع كردند و سبب از بين رفتن ترس ووحشت در وجود من شدند و عامل نيرومندی بودند در رابطه با دعوتهائی (برای احياءمجالس حزن و ماتم در قاهره) كه به من متوجه می شد در آن مجالس با مشاهير قاريانراديو مانند استاد مصطفی استاد عبدالباسط استاد حصری و غير ايشان از مشاهير همراهمی شدم ، از ميان كسانی كه به مسجد حسينی می آمدند استاد محمد امين حماد مدير راديودر آنوقت بود حاضرين به او گفتند استاد، به راغب كارتی بدهيد تا بتواند به راديوبيايد و تقاضانامه ملحق شدن به راديو را پر كند و تقديم دارد او همانجابه من كارترا داد و گفت: فردا در دفترمن در ساختمان راديو در شريفين نزد من باش ، من به مسجدامام حسين (عليه السلام)رفتم وشيخ حلمی عرفه، سرهنگصلاح الالفی و سرهنگ محمد الشماعرا ديدم و هر 3 با آمدن با من برای رفتن پيش مدير راديو موافقت كردند مدير بخاطربودن من با آنها با من حسن استقبال داشت و من تقاضا نامه را نوشتم
بنابر تاريخاعلام شده به راديو رفتم با امتحان را نزد هيات داوران به اتمام برسانم آنجا دراطرافم 160 قاری ديدم، ايشان به من گفتند: تو در ضمن نگهبانی هستی ؟ -من لباسسربازی به تن داشتم- من گفتم من هم همراه شما هستم و برای امتحان آمده ام ايشانتعجب كردند و بعضی از آنها برای من آرزوی موفقيت كردند …هيات داوران 2 قسم بودقسمتی برای صوت و قسمتی برای قرآن به من گفتند از اين قسمت بخوان((من جاء بالحسنةفله عشر امثالها و من جاء بالسيئة فلا يجزی الا مثلها و هم لا يظلمون ))الخ به لطفخدا موفق بودم اعضاء هيات برايم درود فرستادند و به محافظت صدا توصيه ام كردند

گروهبان وقاری راديو:

از مدت سربازی ام 20 روز مانده بود و من در صددگرفتن گواهی پايا ن خدمت بودم و قبل از 2 يا 3 ماه انتظار معلوم شدن نتيجه رانداشتم پس از گرفتن گواهی پايا ن خدمت به شهر خودم (برما) رفتم و با چيزی كه انتظارنداشتم مواجه شدم اهل روستا استقبال غير منتظره ای از من كردند و می گفتند: هزاربارك الله راغب مرا بغل كردند و نزديك بود روی گردن قرارم داده و ببرند گفتم قضيهچيست ؟ گفتند: مگر اين خبر را نشنيده ای؟ گفتم: كدام خبر؟ گفتند اسم و عكس تو باتيتر درشت در همه روزنامه ها درج شده كه (گروهبان قاری) خدای را سپاس كه به من صبرو تحملی داد تا اين خبر سعيد را تحمل كنم خبری كه عقل و صبر نياز داشت تا كسی درخوشحالی افراط نكند.

سفر به دول مختلف دنيا:

استاد راغب بيش از 30 سال متوالی برای قرائت كتابالله مجيد به كشورهای جهان من جمله ايران سفر كرد و به اين نكته ايمان داشت كه اينماموريت و رسالت سنگينی است كه به نحو شايسته بايد آنرا اداء كرد … در سالهای اخيرماندن در مصر را ترجيح می دهد تا ميليونها نفر از تلاوت قرآن بامدادی و روزهای جمعهو مناسبتهای مختلف او بهره مند شوند و نيز موقعيتی برای سفر دوستان او يعنی مشاهيرقاريان به دولتهای مختلف فراهم شود.
ايام می گذرد و فضائل نيز همچنان با اومیگردد فضيلتی كه او و گروهی از بزرگان عرصه قرآن از قرآن كريم بدست آورده اند.



منبع: سایت اهل البیت



تاريخ : 89/11/10 | 17:43 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی نازعات (۳۶تا۴۱) با صدای زیبای استاد عبدالعال

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

نازعات(36تا41)



تاريخ : 89/11/10 | 14:42 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی نمل (۱۵تا۳۱)با نوای حزن انگیز استاد شحات محمود انور

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

سوره ی نمل(15تا31)

 



تاريخ : 89/11/10 | 3:50 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره های نجم(۳۲تا آخر)وقمر (۱تا۵) با صدای دلنشین استاد سید متولی عبد العال

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

سوره های نجم(32تا آخر)وقمر(1تا5)



تاريخ : 89/11/10 | 2:47 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش

تلاوت مجلسی سوره ی فاطر(8 تا 11)و سوره ی حمد با نوای حزن انگیز استاد حامد شاکر نژاد

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

سوره ی فاطر(8تا11)وحمد

 



تاريخ : 89/11/07 | 2:16 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی تحریم(از اول تا آخر)با صدای سوزناک استاد مصطفی اسماعیل

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

سوره ی تحریم



تاريخ : 89/11/04 | 18:15 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره ی یوسف با نوای دلنشین استاد محمد محمود طبلاوی

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

سوره ی یوسف

 



تاريخ : 89/11/04 | 15:13 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی استاد کریم منصوری سوره ی فرقان(۵۳تا۵۸)

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

فرقان53تا58



تاريخ : 89/11/03 | 19:7 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت سوره مبارکه طه( 1تا 47 )با صدای زیبای استاد شحات محمد انور

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

طه1تا47

 



تاريخ : 89/11/02 | 19:14 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
تلاوت مجلسی سوره های احزاب(۵۰ـ۳۹)و نازعات (۳۳ـ۲۷) با صدای دلنشين استاد علي البنا

براي دانلود روي لينك زير كنيد.

احزاب و نازعات



تاريخ : 89/11/02 | 6:38 | نویسنده : مرتضي مهريار-کمیل خیراندیش
قرائت مجلسی سوره های (انبیاء آیه 101 و طارق و بلد )با صدای محمد محمود طبلاوی

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.

انبیا101،طارق و بلد